خرید بک لینک

درباره سایت

06

امکانات وب

یاهو هرچقدر به شروع ترم نزدیکتر میشدم، اضطرابم خودش و بیشتر نشون میداد. مدام تو ذهنم تجسم میکردم چه اتفاقی میفته، معاشرتهام خوب پیش میره؟ نکنه احساس غریبی کنم بین هم اتاقی هام و از این دغدغه های کم اهمیت اما موثر و مخرب. اما خوشبختانه همه چیز خوب پی

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

غرض این است که غیری نکند در دل جای

انکه ما را به دل تنگ نگه می دارد

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

یاهو


بعضی ها هستن که با زیست پاک و زلال و با صفاشون دعوت کننده به خیر و خوبی ان. هرچی بیشتر بهشون نزدیک میشی تجلیات ایمان و تو زندگی شخصیشون بیشتر میبینی. قشنگی باطن شون به قدری جذبت میکنه که دلت میخواد شبیه شون باشی.


ممنونم خدا.

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

یاهو گاهی انگار دلت آواز میخونه. دوست داری یه گوشه بشینی و به آواز دلچسب دل خوشگلت گوش بدی؛ آوازی برآمده از امیدها و آرزوها و نرسیدن ها و ... . امشب دلم میخوند: هزار جهد بکردم که یار من باشی مرادبخش دل بیقرار من باشی چراغ دیده شب زنده دار من گ

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

یاهو


باید آگاهانه تحصیل کنم؛ گاهی دچار فراموشی میشم و از خودم میپرسم تحصیل این رشته، چیزی به جانم اضافه کرده و خواهد کرد؟ جدای از مسیر تعیین شده، مسیر شخصی من و کارهایی که باید انجام بدم چیه؟

نکنه تحصیلم مبدل بشه به شیوه ای کاملا مثبت برای پرکردن و گذراندن زمان و فراموشی مسائل اساسی که از نظر من ارزشی نداره.

حتی اگر به واسطه آموخته هام در اینده مفید واقع بشم اما تا زمانی که وجودم و گسترش نداده باشه، باز هم هیچه.


برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

یاهو خوندن نوشته هام برای هر مخاطبی غیر از خودم اتلاف وقته ولی برای خودم خیلی مفیده. توی پست قبلی نوشته بودم که اگر آموخته هام بعد از این دوره پیوندی با جانم برقرار نکنه و روی زیستم اثر نگذاره ارزشمند نیست؛ احساس کردم حرف خامی زدم. نوشتنش باعث شد گوش

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

یاهو با مهسا توی حلقه دین شناسی آشنا شدم. داشتم از کتابخونه مرکزی میومدم بیرون که اتفاقی دیدمش. گپ زدیم و قرار گذاشتیم منطق جدید بخونیم. لابلای صحبتمون گفت که چون شبانه قبول شده وضعیت خوابگاهش نامعلومه. نگرانش شدم. بهش گفتم که مهمان من بشه و ... مید

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

یاهو وقتی رفتم تست صدا بدم انتظار داشتم که از روی یک متن بخونم و تمام بشه ولی کاملا متفاوت بود از تصورم! هر مرحله ش یه توانایی خاص رو میطلبید و محک میزدن. از تماشاگر بودن به بازیگر بودن منتقل شده بودم و باید تمام حواسم متوجه حال می بود. توانایی هایی

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

یاهو تا قبل از دانشگاه دوستی داشتم که رابطه خیلی صمیمانه ای داشتیم؛ به لطف فضای مجازی. هرچند دور بودیم اما واقعا بهم نزدیک بودیم. بدون اینکه تعریف درستی از ایثار داشته باشیم، به اقتضای شرایط، غرق طرحواره ایثار شده بودیم. من برای اون بخاطر شرایط دشوا

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

یاهو وقتی کم سن تر بودم انتظار داشتم پدر و مادرم بی عیب و نقص باشن. تربیتشون هیچ نقصی در وجودم به جا نگذاشته باشه. از حادثه ای که باعث شد کودکی من غم آلود بشه و افسردگی مزمن بشه یار من، همیشه گله داشتم؛ از رنجی که بهم تحمیل شده بود و باعث شده بود تو

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:19

صفحه بندی